حتا اگر هزار بار حرف هایت را برایش زمزمه کنی،فراموش میکند دغدغه هایت را.

حتا اگر دیشب برایش گریه کردی و حرفهایت را با یه عُق بالا آوردی

باز هم امروز یادش می رود عطیه را... حرف هایش را... گریه ها و معده درد عصبی اش را.

:(

+ تاريخ سه شنبه 1393/05/07ساعت 20:15 نويسنده عطیه رمضانی |

شب عید است و من دلم تنها دور زدن با تو را در خیابان های پر هیاهوی شهر را میخواهد

:(

اما خسته ای و در طبقه ی پایین خواب.

من خسته ام ودلم گرفته و در تمام طبقات زندگی خواب آلوده...

شب بخیر عشقم

که چشمان پر از خوابت دیگر من را نمی بینند

 

+ تاريخ دوشنبه 1393/05/06ساعت 22:32 نويسنده عطیه رمضانی |

۱+

 

عادم ها عصباني كه ميشوند چه كارها كه نميكنند. همان هايي كه هيچ وقت عصباني نميشوند ولي وقتي فشار تا زير گلويشان بيايد چه ها كه نميكنند. همه چيز خراب ميشود. انگار تا چند روز بعد از عصبانيتشان نميتواني درست بخندي، به اين زودي ها هضم نميشود. 

مهم نيست كه تو چقدر درگير آن ماجرا بوده ايي.

 

۲+

حرفايمان بقيه ندارد. وقتي خداحافظي ميكنيم يني خداحافظ. 

منتظر چيز تازه يا اتفاق تازه نيستيم. غذا كه تمام ميشود بايد از سر ميز بلند شوي. 

 

۳+

قراره چي كار كنيم؟ همين بس نيس كه آپشن آهنگ گوش دادن با صداي بلند مونده واس عادم؟ همين بس نيس كه ميشه ابي داد زد؟ ميشه گوگوشو گريه كرد؟ چه گه ديگه ايي ميخاي بخوري؟ 
غذا خورده و سيگار كشيده و بي هيچي. 
 
۴+
مادرم ميگويد همه چيز زن به نجابتش است. 

و من ميگويم همه چيز مرد به ادعايش است. 

 

۵+

خابم. خاب خاب. از آن مدل هايي كه خودت را به خاب زدي اما جدي جدي باورت شده خابي. 

تو مهماني برو تا من بخابم. تو بگرد تا من بخابم. كه هيچ چيز برايم اين خاب نميشود. 

 

+ تاريخ دوشنبه 1393/04/30ساعت 3:16 نويسنده عطیه رمضانی |

+چشماتو ببند...

- چرا؟

+نگاهمو گرفتار کرده...

- این که بد نیست

+می ترسم دلمو هم گرفتار کنه

+ تاريخ یکشنبه 1393/04/22ساعت 21:55 نويسنده عطیه رمضانی |

میشه نگام کنی؟راحت شه زندگیم

چشم برندار ازم میپاشه زندگیم

هر کس به جز تو رو انکار میکنم 

من عاشق تو ام اقرار میکنم :)

 

 

+یادت میاد آخر شبامونو اقرارشُ...

+یک اعتراف دیگر:اعتراف میکنم بچه لوسی بودم. الان هم دختر جوان لوسی هستم. نه اینکه لوسم کرده باشن. یاد ندارم بابام نازم رو کشیده باشه.ولی به صورت خودجوش لوس شدم :))

دلم یک چیز خوشمزه میخواهد و بس

+ تاريخ یکشنبه 1393/04/22ساعت 21:43 نويسنده عطیه رمضانی |